تبليغاتX
شاهزاده عاصی
هر روز به جنازه ای که خواهم شد بیشتر شباهت میابم...
نمیدونم بعضی مواقع چی میشه که ما اینقد فهمیده میشیم،نه که خدای نکرده ما فهمیده بشیم،بلکه اینجوری میگن،یکی از مواقعش همین نزدیکیای انتخابات،یا مثلا ۱۶ آذر،حالا که اینا نزدیک هم افتاده که ما خیلی فهمیده و یه چیز در حد با شعور شدیم!البته تا چند روز دیگه همه اینا تموم میشه و ما همون بی شعور و نفهم و گوسفندی میشیم که بودیم...

 کی گفته این بده حالا؟بگذریم که ما اصلا دوست نداریم به بی شعوری ما توهین بشه ولی لااقل یه چند وقتی تو دانشگاه کمتر به ما گیر میدن،عمید هم که واسه غذا یه کبابایی درس میکنه باقلوا،تازه دوغ هم همراش میده مجانآ!(عمید زنجانی که معرف حضور هستند؟)

ما که اصلا دوس نداریم وارد بحث های سیاسی بشیم ولی آخه توهین به شعور مردم هم حدی داره،یعنی چه که هر ننه قمری میاد تو تلوزیون میگه برو رای بده،به کسی چه اصلا،حالا درست که وظیفه شرعی و عرفی ماست که در صحنه باشیم و از آرمان های رهبر معظم انقلاب دفاع کنیم و مشت محکمی در دهان استکبار جهانی بکوبیم و تمرین دموکراسی کنیم(مسابقه فرداست!) ولی دیگه گندشو در آوردید...

ماتحت آدم میسوزه بهت بگن با شعور و فهمیده ولی باهات مثل همون بی شعوری رفتار بشه که همیشه میشه...لطفا دیگه توهین بسه،ما کجا و شعور کجا!؟

........................................

خیلی چیزا هست که اعصابت رو خورد میکنه،نمیدونی به کی بگی،مثلا یه هواپیما سقوط میکنه کلی آدم کشته میشن هیشکی به فلانش هم نیس،ولی وقتی یکی تو فلسطین ضخمی میشه شما میتونید در اولین بخش خبری مشروح واقعه،مصاحبه با شاهدان،اسم ضارب و مضروب را سمع و نظر کنید!

البته این حادثه جای بحث داره،اگه خلبان هم جز کشتگان!(همون مردگان)باشه(در ۹۹/۹۹٪ مواقع)که خوب خلبان مقصره دیگه،ولی اگه خلبان بدی کرد و زنده موند حادثه مقصری ندارد که.

بعدشم این سقوط که آبروی هر چی سقوطه برد،اصلا سقوطی که زیر صد تا کشته بده هم شد سقوط؟واسه همین هیشکی روش نمیشد از این ننگ صحبت کنه

آهان راستی یه سوال،چرا فقط هر کی سقوط میکنه شهیده؟حالا من که پول ندارم هواپیما سوار بشم،اونوقت نمیشه بپرم زیر ماشینی،اتوبوسی چیزی شهید بشم؟یا یه سوال دیگه چرا اونایی که ضخمی میشن تو این حوادث جانباز نیستن؟نکنه جانبازی رو برداشتن؟

...................................

بی باک رو خیلی بد باختوندن،خدایی اشک منم داشت در میومد،یه کشور و ملت تا چه حد میتونن تحقیر بشن،مصاحبه اش رو یادم نمیره که گفت هیچکی نبود اینجا از حق من دفاع کنه...

همه با هم دعا کنیم شامپو بره تو چشم قطری ها و کره ای ها که ناداوری نکنن،الهی آمین.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط شاهزاده عاصی | 
ای بابا!دیروز بازم گذرم افتاد به دندون پزشکی،مثه اینکه اینا هم دم ما رو وجب کردن،این دندون عقل ما رو میخواست بکشه،عین این فیلم های قدیمی هستن با انبردست دندون میکشیدن مثه همونا بود!نزدیک بود خدای نکرده چشم شیطون کر از حال برم، تازه این یکیش بود،ولی عمرا دیگه برم!الان جاش قد یه هندونه باد کرده!

خلاصه بی دندون شدم افتادم تو قندون!الانم دردش یه طرف،گشنمه!لامصب هیچی نمیشه خورد که اینجوری!

*فک کن،قبلا چی بودم،حالا عقلم رو هم کشیدن!

......................................

رفتیم توچال،کلی برف اومده بود ایستگاه پنج،اولین برف بازیه امسال رو کردیم!البته برف اونجا واسه برف بازی خوب نیس،آخه نمیشه باهاش گلوله درست کرد،واسه همین چند بار مجبور شدم سنگ بزنم تو سر بچه ها!تازه مه هم بود،هی من به بچه ها میگم بیاید بریم تو مه گم بشیم نمیان،بس که بی ذوقن!

......................................

یادش به خیر،چه قدر قبلا اینجا از احساساتم حرف میزدم،نمیدونم چرا دیگه احساساتم نمیاد،نه تنها اینجا،بلکم هیچ جا،نمیدونم شاید باید دوباره زور بزنم احساساتم بیاد.شاید هم دیگه نیاد!

.....................................

چرا وقتی من چرت و پرت مینویسم این تفکر ایجاد میشه که حالم خوب نیست!موضوع از این قراره که من هر وقت خوبم جفنگ میگم،وقتی حالم بده هیچی نمیگم،وقتی خیلی حالم بده حرفای خوبی میزنم،به جون مادر کریم کورانی راس میگم!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 6:0 بعد از ظهر  توسط شاهزاده عاصی |