تبليغاتX
شاهزاده عاصی
هر روز به جنازه ای که خواهم شد بیشتر شباهت میابم...
اگه این که(( دارم به جنازه ای که خواهم شد شبیه تر میشوم))خوشحالی داره،من خوشحال !

اصلا من موندم این بشر خنگ چرا هر چی از عمر میگذره حساب میکنه!چرا اونقدی که مونده حساب نمیکنن؟(مثه این که هیچ وقت نمیفهمم چرا روز ۲۴ ساعته!ساعتا رو بیشتر کنن آدم بیشتر وقت داشته باشه خوب!)

خوب!مقدمه بسه!تولد من بود امروز!نق هم نمیزنم اصلا،خیلی هم خوشحالم، خیلی هم خوبم، خیلی همه رو دوس دارم،خیلی همه منو دوس دارن!خیلی هم خوش گذشت تازه

ولی ماتحت آدمی میسوزه که ۴ بار بیان تو پارک بهت گیر بدن،اونم به ماها که تریپ خلاف جمع منم مثلا! یابو دم در پارک میگه کجا دارید میرید!میرم به قبر پدر بی پدرت ... !والا

دیگه نوشتنم نمیاد!اگه این مناسبت نبود همینم نمینگاشتم!

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 1:40 قبل از ظهر  توسط شاهزاده عاصی |